بيش از يك صد چيستان و معماي متنوع شامل چيستان هاي: منظوم ، پرسشي، فكري و... به صورت ساده و مشكل براي شما عزيزان گردآوري كرده ايم ، كه جواب آن ها را نيز در پايين هر صفحه ملاحظه مي نماييد.
| از قول من و تو قصه ها مي گويد | 1-آن چيست كه بي زبان سخن مي گويد | |
| بي پرده ز كار اين و آن مي گويد | با آن كه در او نيست نه دندان و نه لب | |
| بي هدف ره مي برد با قلب خون | 2- چيست آن ، كز چشمه اي آيد برون | |
| مي شود از سنگ سختي سر نگون | مدتي بر دشت خشكي چون برفت | |
| بيرون و درون شهر جايي دارد | 3- آن چيست كه ارغوان قبايي دارد | |
| مانند دم موش پايي دارد. | گرد است و مدور است و تاجش بر سر | |
| صد پاره تنش ، ولي ز يك پايه نگون | 4- آن چيست كه روز مي نمايد شبگون | |
| همچون دل عاشقان فرو ريزد خون | چون دست به او نهي ز اندازه فزون | |
| اندر وسطش كشتي قير اندوده | 5- جامي است در او آب خوش و آسوده | |
| بر جاي نشسته و جهان پيموده | كشتي باني در آن به رنگ دوده | |
| خود جامه همي بافد و او باشد عريان | 6-آن چيست كه خودريسد و خود بافد جامه | |
| پوست در پوست گرد يكديگر | 7- چيست آن گرد گنبد بي در | |
| رخش از آب ديده گردد تر | هر كه بگشايد اين معما را | |
| گاهي حلال و طيب ، گاهي حرام مطلق | 8- آن چيست گرد و كوچك ، آويز و معلق | |
| گرد است و دراز و در ندارد | 9-آن چيست كه پا و سر ندارد | |
| جز نام دو جانور ندارد | اندر شكمش ستارگانند | |
| اندام ظريف چون صنوبر دارد | 10-آن چيست قباي زرد در بر دارد | |
| تلخ است ولي طعمي چو شكر دارد | زرد است و معطر آيد به مشام | |
| با هزاران سوار مي گرديد | 11- چيست آن پادشاه هفت اقليم | |
| آمد و فوج شاه در پيچيد | ناگهان يك سوار زرد نقاب | |
| چار پاست ، نه كه گاو است | 12- سخت است , نه كه سنگ | |
| بيابان گرد است ، نه كه مرد است | تخم ريز است ، نه كه مرغ است | |
| كليد آهنين قفلش گشايد | 13- كدام است گنبدي كه در ندارد | |
| ز هر بچه دو صد مادر بزايد | هزاران بچه دارد در شكم بيش | |
| كه ندارد به آشيانه قرار | 14- چيست آن مرغ آتشين منقار | |
| و قنا عذاب النار ؟ | شب و روز اندر آب مي گويد | |
| سرخ و سبز و سپيد پوشيده | 15- چيست آن لعبت پسنديده | |
| با دو صد احترام خوابيده ؟ | در ميان دو كاسه چوبين | |
| رخت سيه و سبز كلاهي دارد | 16- آن چيست كه در برگ پناهي دارد | |
| من در عجبم كاين چه گناهي دارد؟ | پوستش بكنند و سينه اش چاك كنند | |
| گر آب تني كني، تنش آب شود | 17- آن چيست كه در سه و قت كمياب شود | |
| گر سرد شود ، زندگي از سر گيرد؟ | گر گرم شود گريه كند تا ميرد | |
| از خمي هر دو سر به هم دارد | 18- اين چه باشد كه پشت خم دارد | |
| صد مني را به پشت بر دارد ؟ | وزن او نيست خود به صد مثقال | |
| پرنيان پيكر و آهن دل و فولاد پر است ؟ | 19-آن چه مرغيست تا اوج هوا رهسپراست | |
| كاندرين صحرا بديدم يك عجايب جانور | 20-يك معما از تو پرسم اي حكيم پر هنر | |
| پاي او مانند اره ، شير سينه، اسب سر | مور چشم ومار دم كركس پرو عقرب شكم | |
| نيم پر شد پر تهي ، يعني چه چيز ؟ | 21- يك معما با تو دارم، اي حكيم با تميز | |
| مرغ آتشخوارم و آتش پر و بال من است | 22-بلبل اين باغم واين باغ بستان من است | |
| هر كه حل كرد اين معما پيرو استاد من است | استخوانم نقره و اندر شكم دارم طلا | |
| كه آتش در ميان آب مي گشت | 23- عجايب صنعتي ديدم در اين دشت | |
| دو اسم زنده دارد از دو حيوان | 24- عجايب لعبتي زرد است و بي جان | |
| رعنا پسران شوخ و دلكش دارد | 25- شيراز پري رخان مهوش دارد | |
| بنگر كه دلم از تو چه خواهش دارد | از هر سر مصرعي حروفي بردار | |
| نه در دارد نه ديوار و حصاري | 26- عجايب گنبد والا تباري | |
| درونش هست لشكر بيشماري | بنازم قدرت پروردگاري | |
| پريرويان به بستان تازه ديدم | 27- عجايب صنعت ناديده ديدم | |
| به يك محمل دو صد دردانه ديدم! | چو دست بردم گل از باغش بچينم | |
| همه چادر سفيد سينه بلوري | 28- از آن بالا مياد يك دسته حوري | |
| چون به سن سي رسد بچه شود! | 29- دختري چارده ساله بالغ شود | |
| پرش سيب و گلابي | 30-دستمال آبي آبي | |
| چشمه آبش را ببين شط فراتش را ببين | 31- گنبد سرخ چمني ،توش گل سرخ يمني | |
| لب تا لب آن ميان زنجير است | 32- در خانه ما درخت انجير است | |
| آبش بخورم كه گوئيا چون شير است! | خنجر بكشم ميانه را پاره كنم | |
| اهل حقه تمام سر بسته | 33- حقه اي ديده ايم در بسته | |
| صاف و رنگين به يكديگر بسته! | همه ياقوت رنگ و لعل صفت | |
| داس ظفرم چو كشت دولت دروند | 34-من خود كج و راستان زمن راست روند | |
| از هر طرفي زمزمه زه شنوند! | پشت از پي خدمت چه كنم خم كه و مه | |
| زنده نبود تا نكني زاتش بريان | 35- چيزي چه بود مرده به يك كنج نهاده | |
| سرش تا نبري نگويد خبر ؟ | 36-چه چيز است ، مرغي است بي بال و پر | |
| صد پاره تنش بود ولي به يك پاي نگون | 37- آن چيست كه روز مي نمايد شبگون | |
| همچون عاشق زچشم او ريزد خون؟ | چون ناز كني تنش ز اندازه فزون | |
| به شباهت نظير يكدگر است | 38- آن چه باشد كه زرد مثل زر است | |
| معدنش در ميان دشت و در است ؟ | قيمت آن بسي گران نبود | |
| پاي او غرق در دل خاك است | 39- آن چه باشد كه سر بر افلاك است | |
| گوشت شيرين و استخوان چاك است ؟ | رنگ او سرخ و زرد و گاه سياه | |
| اندر صف مردان خدا جا دارد | 40- آن چيست كه جا به كوه و صحرا دارد | |
| سيصد سر و ده شكم دو صد پا دارد | از هيبت او جمله بلرزد عالم | |
| مشاطه زلف دلبران است | 41- آن چيست كه پيك عاشقان است | |
| رقص چمن از نواي آن است ؟ | خنديدن گل ز بوسه اوست | |
| روز و شب گردد و قدم نزند | 42- چيست گردنده يي كه دم نزند | |
| برف بارد و ليك دم نزند ؟ | نعره او به سان شير بود | |
| اهل حقه ، تمام سر بسته | 43- حقه اي ديده ايم در بسته | |
| صاف و رنگين به يكديگر بسته! | همه ياقوت رنگ و لعل صفت | |
| وز آتش سرخش تاج و افسر دارد | 44- اين چيست كه تاج نقره بر سر دارد | |
| بر گردنش از هر طرفي زنجير است ؟ | نا كرده گناه روي او چون قير است | |
| جفتند ولي زهم جدايند | 45- يك جفت كبوترند ابلق | |
| از كالبدشان برون نيايند | پرواز كنند گرد عالم | |
| برسر هر شاخ او سه دختر افسونگر است | 46- اژدري ديدم كه او چارشاخ اندر سراست | |
| هر پسر را بيس و چار فرزند ديگر درخور است | برسر هردختري بنشسته باشد سي پسر | |
| اندر كف مهوشان موزون گردد | 47- آن چيست كز او حسن بت افزون گردد | |
| چون آب بدو رسد همه خون گردد | سبز است تنش تا نرسد آب بدو | |
| كهربا پيكر و آدم دم و فولاد سر است؟ | 48-آن چيست كه برسينه خصمش گذرست | |
| بار دوم كه زاد جان آورد! | 49- بار اول كه زاد بي جان بود | |
| در يك گلاب پاش دو رنگ گلاب چيست ؟ | 50- دارم سوال خواجه بفرما جواب چيست | |
| آتش بدو رسيدن و بستن ، جواب چيست؟ | سرماي زمهرير كه يخ بست او نبست |
جواب چيستان ها و معماهاي شماره 1 تا 50
1- كتاب 2-اشك چشم 3- چغندر 4- شاه توت يا توت سياه 5- چشم 6- عنكبوت 7- پياز 8- انگور 9-خربزه 10-ليمو شيرين 11-ماه و ستارگان و خورشيد 12- لاكپشت 13-هندوانه 14- قليان 15- پسته 16- بادمجان 17- برف و يخ 18- نعل اسب 19- هوا پيما 20- ملخ 21- ماه 22- شمع 23- سماور 24- خر بزه 25-شراب 26- خشخاش 27- انار 28- كبوتر 29- ماه 30- آسمان و ستارگان 31- هندوانه 32- نارگيل 33- انار 34- كمان 35-شمع 36- نامه 37- شاتوت 38- هويچ يا زردك 39- نخل 40- شير به حروف ابجد 41- نسيم-باد 42-آسياب 43- انار 44- سر قليان 45- زمين و ماه 46- سال، فصل ، شبانه روز و 24 ساعت 47- حنا 48-تبرزين 49- تخم مرغ 50- تخم مرغ